محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
318
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
را گشاده ساز ، و به رحمتت ، در كل امور كفايتم كن . » « 1 » هركس خويشتن را شناخت و به حقيقت ذات خود پىبرد ، همين احساس را خواهد داشت و از همين رو است كه گفته شده : « آن كه خود را شناخت ، پروردگار خود را شناخته است . » « 2 » و آن كه خود را نشناخته است ، نادانترين مردم به خود و خالق خود است . ( فهو جائر عن قصد السّبيل ) از راه مستقيم منحرف شده است و هركس كه تنها براى منفعت فردى خويش عمل كند ، از راه راست خارج شده است . اما آن كسى كه در رفتارهاى خود به ديگران آسيب برساند ، حيوانى درنده است ؛ چه آن كه انسان به سبب انسانيت خويش ، محال است كه به حرمت انسانها تعدى و به همنوعش تجاوز كند . ( مشغوف بكلام بدعة و دعاء ضلالة ) ضلالت ، مخالف هدايت است و آن كه در تلاش خود دچار ضلالت شود ، خواستهها و آمالش از بين مىروند . بدعت ، باور يا فتوايى است كه دليلى بر آن از كتاب و سنت و عقل و اجماع وجود ندارد و آن شخص بيچاره و منفورى كه از رحمت خدا دور است ، به شهرت و قدرت حريص است و به خاطر آن ، رياكارى مىكند و فريب مىدهد و در دين و شريعت پيامبر ، بدعت ايجاد كرده و به فساد و گمراهى
--> ( 1 ) . « سيّدي ان و كلتنى الى نفسى عجزت عنها ، و لم اقم ما فيه مصلحتها ، و ان و كلتنى الى خلقك تجهّمونى ، و ان الجأتنى الى قرابتى حرمونى ، و ان اعطوا اعطوا قليلا نكدا ، و منّوا علىّ طويلا ، و ذمّوا كثيرا ، فبفضلك اللّهمّ فاغننى ، و بعظمتك فانعشنى ، و بسعتك فابسط يدى ، و بما عندك فاكفنى » صحيفه سجاديه : دعاى 22 . ( 2 ) . « من عرف نفسه عرف ربّه » . عيون الحكم و المواعظ : 430 ؛ غرر الحكم : حكمت 7946 ؛ حاشية الدسوقى : 1 / 9 ؛ فيض القدير : 1 / 291 ، ح 310 .